Deprecated: mysql_connect(): The mysql extension is deprecated and will be removed in the future: use mysqli or PDO instead in /home/krdt/public_html/lib/conc.php on line 5
خبرها:: پدیده، بهای بالای مادی گرایی و معلول یک نظام توسعه است
انتخاب سردبیر
  نگاهی به آینده الگوی توسعه شهر مشهد

در واقع آن چه در سال‌های اخیر بر الگوی توسعه شهر اغلب کلان شهرهای کشور حاکم بوده‌است نوعی مدرنیسم کور و بی‌ضابطه است که حتی امروزه در بسیاری از کشورهای سرمایه‌سالار غربی نیز مورد انتقاد شدید متفکران و اندیشمندان قرار دارد.

 
آخرین مطلب
پربیننده ترین مطلب
 
  
دسته بندی :
    ویژه ها
موضوع ها :
    مدیریت شهری
    مدیریت فرهنگی
پرونده ها :
کد مطلب : 76        تاریخ : 23:54  24-12-1393

توسعه به مرکزیت سرمایه!
در جامعه‌ای که همه را به همین سمت هدایت می‌کند، این چند نفر دیده شده اند و برای همین جلویشان گرفته شده است. رسانه ها باعث مثبت کردن این روش زندگی شده‌اند. مردم به‌طور ‌قطع مقصر نیستند. آن‌ها پا در مسیری می‌گذارند که نظام اقتصادی آن ‌را ریل‌گذاری کرده است.


مصاحبه کننده : مهدی مینایی، هادی ذالکی 

متن زیر گفتگویی است که روزنامه شهرآرا جهت ویژه‌نامه نوروزی خود با میثم ظهوریان انجام داده است. این مطلب متن کامل مصاحبه است و در متن منتشره نهایی در روزنامه بخش‌هایی حذف شده و لذا متن مذکور از متن حاضر کوتاه تر است.
یکی از مسائل مهم در طرح های کلان اقتصادی، اثرات فرهنگی و اجتماعی آن است. در پروژه هایی شبیه پدیده شاندیز مهمترین این تاثیرات کدام است؟

  بحثی که در خصوص پدیده اغلب در رسانه ها مطرح می شود عمدتا معطوف به جنبه اقتصادی ماجرا و این سوال است که آیا این یک کلاه برداری بوده یا نه؟ که البته در جای خودش مهم است؛ اما زاویه دیگر موضوع جنبه  تاثیرات فرهنگی و اجتماعی است که چنین پروژه هایی دارند که ماهیت آن‌ها مرکزیت دادن به مصرف در زندگی مردم است. اگر به شهرهای سنتی کشورمان دقت کنیم معمولا شهر یا محل زندگی مردم حول مکان مذهبی مثل حرم، امام زاده یا مسجد جامع گسترش پیدا می کرد و نیازهای مردم ذیل آن محل تعریف می شد. مثلا بازار، شورای حل اختلاف، مدرسه و ... همه حول  آن مرکز مذهبی تعریف می شد. یعنی محوریت با خدا و با آن چیزی که انسان را به خدا می رساند بود. تغییری که با توجه به مدرن شدن کشور از زمان رضاخان شروع شد و تا کنون بجز یک وقفه ی بعد از انقلاب ادامه داشته است و آثارش هم به شدت در حال مشاهده است این است که با توجه به غلبه مدرنیزم بر الگوی توسعه کشورمان مرکزیت به تدریج از الوهیت در حال انتقال به سرمایه و مصرف است.. در مدل هایی مثل «پدیده» خود بازار  به عنوان مرکز مصرف محور می شود و سایر نیازهای زندگی مردم حول آن تعریف می شود. مثلا پدیده برای اینکه به این مصرف رونق بدهد مراکز ورزشی،رستوران و یا مراکز تفریحی برای کودکان ایجاد می کند. حتی مسجد هم ممکن است بزند، اما مسجد هم حول بازار تعریف می شود. تمام این ها با هدف افزایش ماندگاری مردم در بازار و وادار کردن آن‌ها به مصرف ساخته می شود.
- دلیل حاکمیت این نوع نگاه بر کسب و کارها چیست؟
نکته بسیار مهمی که باید توجه کنیم این است که خود پدیده و امثال آن هم معلول یک نظام توسعه هستند، نظامی که در آن به سرمایه و سود اقتصادی اولویت  و قداست داده می‌شود . کاری که پدیده انجام داده است بر اساس مکانیزم عرضه و تقاضا  انجام شده که آنها توانسته اند از طریق کارهای روانی و تبلیغاتی قیمت سهام را بالا ببرند. این مدل در اقتصاد بازار آزاد  غالب است و با تعالیم سرمایه داری و مبتنی بر اصالت سود کار پدیده غیر عقلانی نیست. در این نظام اگر مصرف اتفاق نیفتد چرخ اقتصاد نمی چرخد و اتفاق افتادن مصرف محتاج به ایجاد نیاز در مردم است، هر چند این نیاز یک نیاز بیهوده برای مصرف باشد. مهمترین ابزار ایجاد نیاز و تنش در مردم هم «تبلیغات» است. عمده تبلیغات هم حرفشان این است که می خواهند به مردم القا کنند که از طریق بیشتر مصرف کردن می توانید به آرامش برسید. اما تمام پژوهش هایی که انجام شده است خلاف این را نشان می دهد. یک دانشمند آمریکایی فراتحلیلی بر روی 57 پژوهش معتبر در مورد آثار مادی‌گرایی و اهمیت پول در زندگی انجام داد که نتیجه می‌گیرد تمام این تحقیقات نشان می دهد که گرایش به مادیات در افراد با افزایش افسردگی،نگرانی و رفتارهای ضد اجتماعی رابطه مستقیم دارد و با رفتارهای اجتماعی مثبت مثل هم دلی و مهربانی و همکاری جمعی و نیز با مسائل مثبت زندگی مثل میزان شادی و رضایت فرد از زندگی رابطه معکوس دارد. این در حالی است که عمده تبلیغات تجاری به دنبال نمایش معکوس این تصویر به جامعه و ایجاد این باور که از طریق مصرف و اشرافی‌گری و تجملات می‌توان به آرامش، شادی و احترام رسید، هستند.

 

-       یعنی در مدل توسعه اسلامی سود معنایی ندارد؟ 

من سود را کاملا نفی نکردم. آن چیزی که در دیدگاه اسلامی به زندگی و حتی در در دیدگاه‌های انتقادی  در غرب نفی می‌شود «مرکزیت و اصالت دادن به سود» است . در نظام اقتصادی فعلی حاکم بر دنیا همه ارزش‌ها ابزاری برای رسیدن به این پول است. وبر جامعه شناس مطرح آلمانی در این مورد می‌گوید «توجه به متاع دنیوی بايد همچون ردايي سبك بر روي شانه هاي اولياي خدا باشد تا در هر لحظه‌اي بتوانند آن را كنار زنند؛ اما سرنوشت مقدر كرده كه اين ردا تبديل به قفسي آهنين شود.». این استعاره قفس آهنین اشاره به این دارد که امروزه به جای این که پول و مادیات در خدمت بشر باشد، انسان به اسارت آن در آمده‌است. سود و پول به ‌طورکلی رد نمی‌شود و خود این نیاز دارد که ابزارهای ارزیابی کل‌نگرانه‌تری را توسعه بدهیم که بتواند عملکرد مدیر یک سازمان را بر مبنای شاخص‌های متعالی‌تر و نه فقط سود سهامداران بسنجد. گفتیم سود در دیدگاه اسلامی ابزاری است که در اختیار رسیدن به ارزش‌های متعالی‌تر قرار می‌گیرد.در دیدگاه‌های لیبرال و نئولیبرال به مدیریت همه این‌ها باید در خدمت هدف اصلی سازمان یعنی رساندن سود به سهامداران قرار بگیرد.. خود آقای پهلوان در مصاحبه‌ای گفت: من جیب‌بر هستم ولی جیب سهامداران خودم را نمی‌زنم. ما زائر خارجی را می‌آوریم اینجا خرید کند و غذا بخورد و جیبش را می‌زنیم که سودش به سهامداران ما برسد. از دیدگاه مبتنی بر اقتصاد نئولیبرال این، منطقی است که شما جیب زائر امام‌رضا(ع) را بزنی تا سهامدارت به سود برسد؛ اما از نگاه اسلامی این کار کاملا ضد دین و اخلاق است. ما حتی در تقلیدی که از غرب در مدرنیسم کردیم هم مثل خیلی از جاهای دیگر از خود آن‌ها افراطی‌تر و بدتر عمل میکنیم. در غرب، مدرنیسم ضابطه و قانون دارد؛ مثلا مدیران شرکت «انرون» -که به‌ عنوان یکی از فسادهای قرن بیستم مطرح شد- فقط کمی صورت‌های مالی را دست‌کاری کرده بودند تا سهام شرکت داخل بورس بالا برود؛ چون پاداش‌های این‌ها براساس سود سهام تعریف شده بود. در غرب این کار به ‌عنوان فساد بزرگ مطرح می‌شود ولی در کشور ما ممکن است بگویند بازار آزاد همین است. تعبیر من این است که مدرنیسم ما یک مدرنیسم کور است.

-        آیا این دیدگاه باعث نمی‌شود سطح زندگی مردم پایین بیاید.

اگر یک مقایسه‌ای بین سطح اقتصادی زندگی کنونی مردم با مثلا 10 یا 15 سال قبل چه از نظر میزان مصرف، سفرهای داخلی و خارجی و چه از نظر تعداد ماشین‌های شخصی و امکانات موجود در منازل بکنیم به نظرم رشد محسوس خواهد بود. اما علی رغم این مسئله رضایت از زندگی و کیفیت زندگی مردم کاهش داشته‌است. علت این است که  با اینکه ما رشد اقتصادی داشتیم؛ اما رشد حرص، طمع و مصرف‌زدگی در جامعه ما از رشد اقتصادی ما بیشتر بوده و این باعث شده فاصله توقع و نیاز مردم با آن چه نظام اقتصادی‌مان پاسخ می‌گوید بیشتر شود. مهم‌ترین عامل این مسئله  تبلیغاتی است که در سطح شهرها و صداو‌سیما و ... وجود دارد و روزبه‌روز بیشتر می‌شود؛ مثل یک‌شبه میلیونر‌شدن‌هایی که به مردم در پدیده یا امثال آن وعده داده می‌شود. جامعه ما برای مادی‌گرایی بهای بسیاری پرداخت می‌کند؛ ارتباطات اجتماعیِ کمتر، خانواده‌های از هم گسیخته‌تر،  هوای آلوده‌تر. این‌ها بهای بالایی هستند که ما برای داشتن پول بیشتر یا مصرف بیشتر می‌پردازیم.

 -       یعنی نباید به امثال پدیده خرده گرفت و باید مشکل را متوجه مسئولین و رسانه ها دانست؟

 می‌خواهم بگویم پدیده مصداقی از این نظام است. از دید بنده نوعی بهاست که بابت «بالارفتن مصرف و قدرت خرید»مان می‌دهیم. رشد طلاق و کاهش ازدواج، همه این‌ها ناشی از رشد مدرنیزم و فردگرایی ناشی از آن و به نوعی همان بها است؛ یعنی معلول آن نظام ارزشی است که ما در جامعه ترویج می‌کنیم و دولت را هم همین‌طور می‌سنجیم. نظام سنجش و توقعی که سیاستمداران و رسانه‌ها از دولت دارند فقط این است که تورم را کم کند و رشد اقتصادی را هم افزایش دهد. پرداختن به «پدیده» بدون توجه به نظام اقتصادی علت آن به ‌تنهایی برای ما چندان راهگشا نیست. شاید پدیده و امثال آن یا حتی مواردی مانند شهرام جزایری و بابک زنجانی به دلیل استعدادی که داشته‌اند در این مسیر بیشتر از بقیه پیش رفته‌اند. در جامعه‌ای که همه را به همین سمت هدایت می‌کند، این چند نفر دیده شده‌اند و برای همین جلوی این‌ها گرفته شده است. در واقع رسانه‌ها باعث مثبت‌کردن این روش زندگی شده‌اند. تقسیم‌بندی کشورها به‌عنوان «درحال توسعه» و «توسعه‌یافته» مبنایش این است که کشورهای توسعه‌یافته و کشورهای غربی الگوی کشورهای در حال توسعه هستند. شهید آوینی می‌گوید: ما به ‌جای توسعه، واژه رشد را داریم. توسعه به‌معنای فربه شدن و سیرشدن در اسلام، پذیرفتنی نیست. رهبری، پیشرفت را مطرح می‌کند.

- نقش مردم در این میان چیست؟
مردم به‌طور ‌قطع مقصر نیستند. آن‌ها پا در مسیری می‌گذارند که نظام اقتصادی آن ‌را ریل‌گذاری کرده است.  مردم ما شدیدا هدایت‌پذیر هستند. زمانی که سیاست‌های تنظیم خانواده مطرح شد، شاید هیچ کشوری مثل ما موفق نبود. وقتی  هنرمندانه، شدید و با فکر، تبلیغات شد، ناگهان رشد جمعیت بسیار کاهش پیدا کرد. مردم از همدیگر تقلید می‌کنند. شما لازم است برای جا انداختن یک موضوع ، گروه پیشرو را راه بیندازید. در نظام اقتصادی ما همین گروه پیشرو را ببرید سمت دلار، سریع همه می‌روند دنبالشان. هنجارپذیری مردم خیلی قوی است و انرژی احساسی‌شان خیلی بالا است. اگر برای این ظرفیت سیاست‌گذاری درستی بشود، در آن مسیری می‌رود که به صلاح جامعه و منطبق با رویکرد اسلامی است؛ ولی این ظرفیت برای دیگران هم اگر بخواهند از این انرژی هیجانی و انرژی احساسی در اهداف منفی استفاده کنند قابل استفاده است..

 

-       فرض کنید بخواهیم تبعات ناگزیر این نوع سرمایه گذاری های اغلب تجاری-تفریحی مدرن را تا حد ممکن کاهش دهیم. چه پیشنهاد های عملی برای ارائه به سرمایه گذار وجود دارد؟

در یک نگاه حداقلی و کوتاه مدت ما قبل از شروع طرح‌ها باید آثار اجتماعی و فرهنگی آن را بسنجیم تا آثار منفی را کم کنیم و آثار مثبت فرهنگی را افزایش بدهیم. نکته بعدی که بلندمدت است، این است که اصالت سود نباید در جامعه حاکم باشد و تبدیل به گفتمان مسئولان و سیاست‌گذاران ما شود. بار این موضوع از طریق فعالیت‌های ترویجی و فعالیت علمی در درجه اول باید روی دوش نخبگان باشد و در نهایت روی دوش مردم. در سیاست‌گذاران و نهادهای حکومتی در اغلب نهادها، عکس این بوده است؛ یعنی موضوع اصالت سود یا بحث نظام بازار در برنامه بلندمدت، گفتمان غالب است. ما مخالف وجود بازار نیستیم. حتی در شهرهای سنتی ما هم بازار وجود داشته است. طراحی بازار به چه شکلی بوده؟ به‌شکل دالانی تاریکی بود که شما از آن عبور می‌کنی نیاز خودتان را خرید می‌کنید و از آن خارج می‌شوید. به سمت نور می‌روی و جایی برای نگهداشتن مردم ندارد. مسجد و مرکز دینی مرکزیت داشت و نیازهای مردم ذیل آن تعریف شده بود. جایی که اختلاف بین مردم را حل می‌کرد و سایر نیازهای مردم هم در درجه اول به آن معطوف می‌شد.

ساختار «پدیده» چیست؟ ساختارش طوری طراحی شده که مصرف‌گرایی را تحریک کند. ما مخالف تبلیغات نیستیم. آن تبلیغاتی مدنظر ما است که هدفش ایجاد نیاز واهی به مصرف نیست. اصل بازار و تبلیغات را نمی‌توان به‌طورمطلق رد کرد و ‌جایی مورد قبول است ‌که جنبه آگاهی‌بخشی و پاسخ‌گویی به نیازهای  واقعی اجتماعی را داشته باشد.

 

-       خلأ اصلی را در اسناد بالادستی می‌بینید یا در اجرا؟

ما مشکلی در سیاست‌گذاری در کشورمان داریم، به نام «تورم سند». تا دلتان بخواهد در کشورمان سند برنامه‌ریزی راهبردی و استراتژیک و جامع و تفصیلی داریم که بعضا چندان مبنای سیاست‌گذاری ما هم نیست. طبیعتا طرح جامع داشتن و طرح تفصیلی یا سند داشتن از نداشتن آن بهتر است. این طرح ها، حداقل مدرنیسم را از حالت کور به یک مدرنیسم ضابطه‌مند تبدیل می‌کند، اما مشکل را به شکل ریشه‌ای درمان نمی‌کند.  ممکن است این طور گفته شود که ما به صورت بالفعل مدل توسعه با الگوی اسلامی نداریم که حرف درستی است. این طبیعتا یک بحث زمان‌بر است. حداقل قضیه این است که همین حرف‌های علمی را که در دنیا زده می‌شود و  از دل اسلام هم در نیامده، بیاوریم و به نظام ارزشی اسلامی عرضه کنیم. از همین‌ها آنچه را انتخاب کنیم که به الگوی ارزشی اسلام نزدیک‌تر است و در بلندمدت هم نظریه‌ای مبتنی بر  ارزش‌های دینی و ملی خودمان توسعه بدهیم  تا بتوانیم یک الگوی عملیاتی برای خودمان هم ایجاد کنیم. البته این امر مستلزم تلاش و همت بالای نخبگان و ایجاد اجماع در مورد ضرورت اصل آن در سیاستگذاران است.

 -       وجود پروژه هایی مثل «پدیده» در شهرهای مذهبی مشهد با دیگر شهرها چه تفاوتی دارد؟ مثلا  اگر این پروژه در کیش اتفاق می‌افتاد این انتقادات وارد نبود؟

این مسائل را کلی عرض کردم و خاص مشهد یا کیش یا تهران نبود. در تمام دنیا مادی‌گرایی این آثار منفی را دارد. اصلا مبنای ایجاد مناطق آزاد براساس تولید بوده، یعنی ما یک سری مناطق را داشته باشیم که در آن‌ها بتوانیم مواد اولیه را بدون گمرک وارد کنیم و با قیمت مناسب‌تر تولید و عرضه کنیم؛ ولی به‌تدریج این‌ها به همین مراکز خریدی تبدیل شد که کارکرد اصلی آن مصرف آن هم کالای وارداتی است و البته برای بیشتر شدن این مصرف انواع تفریحات و نیازهای دیگر هم به صورت حاشیه‌ای در آن ایجاد می‌شود.کیش یکی از آن نمونه‌هاست که در سطح کشور دارد همان الگو را ترویج می‌کند که شما برای خرید کیش بیایید. این خودش یک نمونه از آن الگوی سرمایه‌داری مصرف‌گرایی است که در دولت‌های اصطلاحا توسعه‌گرای ما ایجاد شده و پدیده نیز معلول همین نگاه است.کیش یک نمونه است و پدیده هم تقلید از آن در سطحی کوچک‌تر. البته چون مزیت رقابتی مشهد موضوع زیارت، است آثار منفی این بحث در مشهد بیشتر خودش را نشان می‌دهد. 

فایل پی دی اف منتشر شده در روزنامه همراه با دو مصاحبه دیگر با پهلوان (مدیر عامل پدیده و دکتر علی چشمی
فایل کامل ویژه نامه را می‌توانید از سایت روزنامه شهرآرا خریداری نمایید.