Deprecated: mysql_connect(): The mysql extension is deprecated and will be removed in the future: use mysqli or PDO instead in /home/krdt/public_html/lib/conc.php on line 5
خبرها:: تدوین و ارزیابی شاخص های فرهنگی در دانشگاه ها
انتخاب سردبیر
  نگاهی به آینده الگوی توسعه شهر مشهد

در واقع آن چه در سال‌های اخیر بر الگوی توسعه شهر اغلب کلان شهرهای کشور حاکم بوده‌است نوعی مدرنیسم کور و بی‌ضابطه است که حتی امروزه در بسیاری از کشورهای سرمایه‌سالار غربی نیز مورد انتقاد شدید متفکران و اندیشمندان قرار دارد.

 
آخرین مطلب
پربیننده ترین مطلب
 
  
دسته بندی :
    ویژه ها
موضوع ها :
    مدیریت فرهنگی
پرونده ها :
کد مطلب : 16        تاریخ : 12:34  23-10-1391

در این پژوهش که به سفارش و با همکاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شده است، ضمن بررسی مدل های مختلف شاخص سازی فرهنگی مدلی بومی و متناسب با شرایط دانشگاه ها طراحی شده است.در این مدل تلاش شده است بر خلاف رویکرد غالب که مبتنی بر شاخص های صرفا کمی و بر اساس سرانه مصرف کالا و خدمات می باشد، هنجارها، باورها و ارزش های ملی و دینی و انقلابی مبنای سنجش قرار گیرد.

شاخص های فرهنگی در دانشگاه هابرنامه‌ريزي‌ فرهنگي‌ به سادگي‌ به‌ عنوان‌ "رويكردي‌ هدفمند و استراتژيك‌ به‌ توسعة‌ فرهنگي" تعريف‌ شده‌ است‌ كه‌ مثل‌ هر نوع‌ برنامه‌ريزي‌ با ارزيابي‌ كامل‌ وضع‌ موجود، تعيين‌ اهداف‌ كلي‌ و جزيي‌ دقيق، و تعيين‌ اولويتها و مسأله‌هاي‌ مشخص‌ از راه‌ طراحي‌ و اجراي‌ راهكارهاي‌ عملي، مشخص‌ مي‌شود.به عبارت بهتر برنامه‌ریزی فرهنگی، تنظیم روندی از پیش طراحی شده در رسیدن به اهداف مشخص و زمان‌بندی شده است. آنچه لزوم برنامه‌ریزی فرهنگی را ضروری می‌سازد، بهبود کمی و کیفی وضعیت فرهنگی موجود و نزدیک سازی آن به هنجارهای مورد نظر متولیان برنامه ریز یا به اصطلاح، اصلاح ساختارهای فرهنگ‌ یک جامعه (در این طرح جامعه دانشگاه علوم پزشکی مشهد) از طریق مدیریت تحول در فرهنگ است.

یکی از ضروریات غیرقابل اجتناب در هر برنامه ریزی فرهنگی ارزیابی از اهداف برنامه است. ارزیابی فرهنگ و تحولات فرهنگی با به‌کارگیری شاخص‌های مناسب امکان‌پذیر است.در واقع اگر واقعیت بیرونی قابل تجربه، مابه‌ازای ذهنی قابل تبدیل به کمیت باشد و با آن بتوان کاهش و افزایش کمیت پدیده را در طول زمان سنجید، در این حالت از وسیله اندازه‌گیری به عنوان شاخص یاد می‌شود.

. به هرحال شاخص‌سازی یک فعالیت ذهنی است تا تجربی که در آن یک سازه نظری با یک واقعیت تجربی و با حالت‌های آن در تناظر قرار داده می‌شود و قاعده این تناظر جوهر شاخص یا ابزار اندازه‌گیری است (هيئت نظارت و ارزيابي فرهنگي و علمي، 1382).

تدوین شاخص‌های فرهنگی در جهان سابقه چنداني ندارد و کار بر روی آن‌ها هنوز در مراحل ابتدایی است. در سطح بين‌المللي، اولين بار در سال 1980 «امور فرهنگي» در كنفرانس عمومي يونسكو تصويب شد؛ فهرستي شامل مقولاتي چون ميراث فرهنگي، مطبوعات و انتشارات، موسيقي، هنرهاي نمايشي، هنرهاي تجسمي، سينما و عكاسي، برنامه‌هاي راديويي، فعاليت‌هاي اجتماعي و فرهنگي، ورزش و بازي‌ها و طبيعت (محيط زيست) كه در ضمن قطع‌نامه استانداردسازي بين‌المللي آمارهاي مربوط به مخارج عمومي، براي كليه كشورهاي عضو فرستاده شد. یونسکو در سال 1988 بطور منسجم با تهیه گزارش جهانی فرهنگ به ارائه شاخص‌های فرهنگی کشورهای جهان همراه با داده‌های مربوط به آن پرداخت و با ادامه يافتن اين گزارش‌ها، هم‌واره بحث‌های زیادی درباره ماهیت، حدود و ابعاد این شاخص‌ها مطرح شده است.

مهم‌ترين اشكال اين شاخص‌ها اين است كه تنها جنبه‌های مطلقا كمي از فرهنگ جهانی را که به آسانی قابل تشخیص است، نشان می‌دهد. هم‌چنين كمي‌محوري موجود در اين شاخص‌ها باعث شده است كه وابستگي تام به اقتصاد و توسعه‌يافتگي اقتصادي داشته باشند و ضمن پذيرش برخي جهت‌گيري‌هاي بنيادين غربي، نشان‌دهنده سوگيري‌هاي ارزشي جوامع بومي نيز نباشند.

مروري بر فهرست اكثر شاخص‌هاي بخش فرهنگ در ايران كه تا سال‌ها توسط سازمان برنامه و بودجه تهيه مي‌شد نيز نشان مي‌دهد كه حتي پس از انقلاب اسلامي نيز، الگوي شاخص‌هاي فرهنگی يونسكو بر گزارش‌هاي فرهنگي حاكم بوده است و اکثر تحقیقات و پژوهش های انجام شده نیز مبتنی بر شاخص های مصرف کالاها و خدمات فرهنگی و یا سرانه امکانات فرهنگی در جامعه بوده است. لذا به نظر می رسد ارزش ها، هنجارها، باورها و آرمان ها در این شاخص ها نادیده گرفته شده اند و بر اساس الگوی غالب صرفا به کمیت پرداخته شده است.

هدف از انجام این پژوهش تدوین مدلی بومی و مبتنی بر ارزش های ملی، دینی و انقلابی از شاخص های فرهنگی و ارزیابی آن در جامعه هدف (دانشگاه علوم پزشکی مشهد) می باشد. 

در اين پژوهش، «شاخص‌هاي كلان پيشنهادي نقشه مهندسي فرهنگي» به عنوان مبنا پذيرفته شده است. هرچند اين شاخص‌ها هنوز در مراحل بازبینی قرار دارد، اما در مقايسه با ساير شاخص‌هاي موجود جامعيت بيشتري دارد و پس از بازبینی و مناسب‌سازی، می‌توان به شاخص‌های عملیاتی دل‌خواه دست يافت. مضاف بر اين‌كه طراحي اين شاخص‌ها مؤخر از ساير شاخص‌هاي ملي و بين‌المللي بوده و طبيعتا با اشراف به كليه شاخص‌هاي قبلي طراحي شده و در نتيجه به‌روزتر از ساير شاخص‌ها به نظر مي‌رسد.

از سوي ديگر در اين شاخص‌ها بر خلاف شاخص‌هاي خارجي و شاخص‌هاي داخلي گذشته (كه متأثر از شاخص‌هاي بين‌المللي بوده‌اند)، اقتضائات بومي كشور و الزامات فرهنگ ايراني‌اسلامي بسيار پررنگ‌تر است.

هم‌چنين التزام به سياست‌هاي بالادستي و كلان نظام و به‌ويژه سياست‌هاي فرهنگي آتي كشور كه در سند مهندسي فرهنگي كشور نمود خواهد يافت، اقتضاي آن دارد كه مطالعات فرهنگي به عنوان مبناي سياست‌گذاري و برنامه‌ريزي فرهنگي يك دستگاه دولتي، با اشراف بر آخرين نتايج سياست‌هاي فرهنگي كشور انجام شود. از اين‌رو مبنا قرار گرفتن اين شاخص‌ها امكان تعارض اين پژوهش با سياست‌هاي فرهنگي نظام و به‌ويژه سياست‌هاي فرهنگي آتي كشور را به حداقل خواهد رساند.

البته اين شاخص‌ها پس از تغييرات اقتضائي و با توجه به فرهنگ دانشگاه، سياست‌هاي مديريت فرهنگي و كارشناسان امر مورد بازبيني و استفاده قرار گرفت.

براي اين منظور موضوعات و شاخص‌هاي فوق‌الذكر در يك تحليل اوليه، مورد ويرايش قرار گرفت و بنا بر اولويت‌هاي فرهنگ دانشگاهي اصلاح شد. سپس در معرض نظر صاحب‌نظران فرهنگي، كارشناسان فرهنگي دانشگاه و تعدادي از اساتيد قرار گرفت. پس از به دست آمدن موضوعات و شاخص‌هاي منتخب، اين موضوعات توسط كارشناسان مزبور وزن‌دهي شد.

در نهايت 50 موضوع (ابعاد شاخص) ذيل 9 شاخص كلان، شامل: اخلاق، عقلانیت، عدالت، هویت (ملی، دینی و انقلابی)، سرمایه‌اجتماعی، نظم اجتماعی، استقلال (فکری و ملی)، كالاها و خدمات فرهنگی و خانواده انتخاب شد كه خود به 103 مؤلفه (شاخص خُرد) تقسيم شده‌اند.  

پژوهش «تدوین و ارزیابی شاخص های فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی»، با هدف توصیف فرهنگی عمومی دانشگاه علوم پزشکی مشهد (فارغ از توصیف فرهنگ تخصصی یا حرفه‌ای دانشگاه) به بررسی شاخص‌های فرهنگی در چهار لايه باورها و مفروضات اساسي، ارزش‌ها، رفتارها و مصنوعات، در ذیل سه نظام اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، با حاکمیت دين اسلام به عنوان فرانهاد بر نظام‌هاي می پردازد.

 

 

 

با تقسیم شاخص هویت به سه شاخص هویت ملی، هویت دینی و هویت انقلابی در نهایت 11 شاخص در پژوهش مد نظر قرار گرفت که به شرح زیر می باشد :

 

  • هويت ديني (شامل ابعاد اعتقادي، رفتاري، سياسي، فرهنگي و تاريخي)
  • هويت انقلابي (شامل ابعاد استكبارستيزي، مبارزه با تحجر و التقاط، عدالت‌طلبی و ايثار)
  • هويت ملي (شامل ابعاد زبان و ادبيات، تاريخ، سرزمين، ميراث فرهنگي، اجتماع و سیاست)
  • اخلاق (شامل ابعاد سياسي، اجتماعي، اقتصادي و خصال فردی)
  • خانواده (شامل ابعاد تربيتي، مهارتی، عاطفي و مديريتي)
  • عقلانيت (بصيرت، تفكرگرایی، نقدپذيري، ارزش‌مندی علم، آينده‌نگري، نوآوري، اعتدال و بهره‌وري)
  • عدالت (شامل ابعاد اقتصادي، اجتماعي و قضايي)
  • سرمايه اجتماعي (شامل ابعاد مشاركت، اعتماد، رضايت، وحدت و هم‌گرايي مذهبی)
  • نظم اجتماعي (جامعه‌پذيري و قانون‌مندي)
  • استقلال (شامل ابعاد فكري، علمي، ملي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي)
  • توليد، توزيع و مصرف كالاها و خدمات فرهنگی (شامل رسانه‌های مكتوب و غيرمكتوب، فضاهای فرهنگی و هنر)

 

 

 

در انتخاب این شاخص ها چند نکته مد نظر بوده است:

 

1)  با توجه به اهداف اصلی تحقیق و ذینفع آن (مدیریت فرهنگی دانشگاه) هدف در انتخاب مدل  شاخص بندی بررسی فرهنگ عمومی دانشجویان بوده است و لذا از چارچوب های موجود در زمینه فرهنگ سازمانی (مانند مدل هافستد، گلوب و ...) که چارچوب های جامعی جهت بررسی فرهنگ سازمانی می باشند صرف نظر شده است.

 

2)  در میان مدل های مختلفی که از شاخص های فرهنگی وجود داشته است از آنجا که اغلب روش ها صرفا بر اساس شاخص های کمی و مرتبط به مصرف کالاهای فرهنگی (سرانه مصرف کتاب، موسیقی، مشاهده فیلم، متراژ کتابخانه ها و ...) تدوین شده بود مدل تدوین شده در شورای عالی انقلاب فرهنگی که در آن شاخص ها دارای جنبه ارزشی و کیفی نیز می باشند مبنای تولید گویه های تحقیق قرار گرفته است.

 

3)  از آن جا که کمی سازی شاخص ها به ویژه در جائی که گستره تحقیق وسیع است چارچوبی جهت فهم راحت تر نتایج ارائه می کند، از طریق روش های کمی سعی شده است شاخص های کیفی به عدد تبدیل شود تا امکان مقایسه و تحلیل شرایط فعلی را فراهم کند.

 

4)  طبیعی است از طریق مطالعه طولی[1] که در بازه های زمانی مشخص (مثلا هر سال یک بار) انجام می شود، می توان به تحلیل روندهای فرهنگی در شاخص های مختلف پرداخت و روندهای موجود را مبنای برنامه ریزی ارتقای فرهنگی و سنجش تاثیرگذاری برنامه های هر حوزه قرار داد.

 

 

 



[1] longitudinal